سلام به همه دوستان وبلاگی
حالتون که خوب هست
میبینیم که یه بو هایی داره میاد اره درست کمتر از چند روز دیگه بهار خانم میاد به خونه هامون سر میزنه سال ۸۷ با همه خوبی ها بدی هاش میره و یه سال جدید میاد امیدواریم که بهترین سال براتون باشه

سر سفره هفتسین ما رو هم فراموش نکنید
عید باستانی نوروز رو به همتون تبریک میگیم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 13:23  توسط شیما و سمانه
|
سالروز ولادت با سعادت فرخ لقاي عالم لاهوت، حضرت ختمي مرتبت
(صلي الله عليه و آله) خجسته باد
نسيم سحري جان مايه عشق را به گستره خاکيان فرستاد. شاخه هاي مهربان درختان، گونه به رنگ فلق ساييدند. آبشاري از نور، خنده هاي شادمان خورشيد را به زمينيان بخشيد و جوشش از شکوه آسمان را در بر گرفت. جوانه هاي تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلي ديگر کردند و همگي قدوم نوزادي را که سبب آفرينش بود تبريک گفتند.
يا محمّد! به جمع خاکيان دوستدارت خوش آمدي.
جاري شور و سرور، در کوچه هاي خلوت مکه، حکايتي تازه داشت و باد در گوش بلندترين نخل ها از پيش، خبر مي برد و مژدگاني مي گرفت. کنگره هاي کاخ ستم لرزيدند. درياچه هاي کفر خشک شدند. آتشکده هاي الحاد به سردي گراييدند و آغوش اسلام به مولود خجسته خود مباهات کرد. محمّد آمد! ثمره خلقت آمد! پيامبر مهر به سراي دنيا خوش آمد!
اي بهار آفرينش! اي سبب خلقت! اي دستاويز هستي! مقدمت گلباران! اي آفتاب فروزان اديان الهي! اي آخرين فرستاده حق به سوي بشر! کعبه از آمدنت در شادي است و آسمان مکه همراز شب هاي تنهايي خود را يافته است. شيشه کفر شکسته و خبر آمدنت در گوش اديان و اعصار طنين انداخته است. قدومت مبارک اي پيام آور صلح و دوستي! اي تو که از حق آمدي و به حق برانگيخته شدي. آفتاب جهان فروز و عالم تاب توحيد هستي که برف ظلم را آب کرده و نويد بهار مي دهي! نامت بلند و دينت پاينده باد

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 21:44  توسط شیما و سمانه
|
اربعین حسینی را به همه ی عاشقان تسلیت میگوییم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 20:45  توسط شیما و سمانه
|
در انتخاب خطر استخاره ممنوع است
کلام هیچ ... که حتی اشاره ممنوع است
نوشته اند به طومار جاده با خط خون
برای مرد عبور از کناره ممنوع است
مپیچ دور بدنهای کشتگان مهتاب
کفن برای تن پاره پاره ممنوع است
غرور داد به چشمان تشنه لب اخطار
که سمت آب گوارا نظاره ممنوع است
تمام ماحصل نهضت حسین این است
که نام مرد به هر سنگواره ممنوع است
نبینم ای غزل سرخ بی طرف باشی
صریح باش. دگر استعاره ممنوع است
شهادت آمد و هفتاد و دو نفر گفتند:
در انتخاب خطر استخاره ممنوع است

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 23:21  توسط شیما و سمانه
|
وقتی از زینب خواستند؛ عاشورا و کربلا را تعریف کند. گفت:" جز زیبایی ندیدم."
چگونه می توان این سخن زینب علیها سلام را تبیین کرد؟ تاریخ سرشار از قساوت و ادم کشی ست. اما در کربلا اتفاق دیگری افتاد. پنجاه سال پس از رحلت پیامبر اسلام؛ مسلمانان پسر او را کشتند و خاندانش را به اسارت بردند. این اتفاق در تاریخ همان یک بار پدید آمده است. شاید هیچ چراغی و هیچ آفتابی نمی توانست ؛ مثل خون امام حسین و یاران او، آن همه تاریکی و تزویر و قساوت را آشکار کند. به تعبیر اقبال لاهوری:
خون تو تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
مسلمانان در زیر سایه ستم و سرکوب معاویه و یزید خوابزده و بی هویت شده بودند. قدرت ملاک اصلی همه ارزش ها بود. یزید به صراحت سرود: "نه خبری آمده است و نه وحی از آسمان نازل شده است."
کربلا برای او ساحت کینه جویی از خاندان پیامبر بود. باز هم سروده بود:
" و لقد قضیت من الغریم دیونی" من حسابم را تسویه کردم. حساب جنگ بدر. کشته شدن اقوام یزید.
زبایی عاشورا زیبایی شهادت است. شهادت یعنی تماشای خداوند!
امام حسین علیه السلام در زیارت عرفه خود خدا را با کلمه تماشا کرده است. عاشورا تماشای خداوند با دل و دیده بود. کدام زیبایی، زیبا تر از تماشای خدا، از قله عاشورا؟
تو این روز ها ما رو هم از یاد نبرین
خدا پشت و پناهتون
یا حق
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 17:57  توسط شیما و سمانه
|
لاله خونین رخ این آتشین صحرا منم
غنچه عطشان که سوزد بر لب دریا منم
ميبرد همراه قرآن ، سوی میدانم پدر
چون که عترت را ، به قرآن ، مختصر معنی منم
اشک ریزد مادرم ، از دیدن لبخند من
غنچه خندان که شد پرپر درین صحرا منم
من که یا رب میشدم سیراب ، از یک جرعه آب
کشتهی لب تشنهی بی شیر عاشورا منم
آن که در دست پدر ، جان داده در میدان جنگ
پیش چشم مادر غمدیده اش ، تنها منم
ختم شد با نام من ، طومار اصحاب حسین
چون به اسناد شهادت ، مختصر امضاء منم
میرود برنی سرم ، تا شام ، همراه رباب
اصغرم ، با اکبر اما همره و همپا منم
کس نکشته کودک ششماهه معصوم را
در شهادت ، یادگار محسن زهرا منم
قلب ثارالله منم ، ز آن قبر من شد سینه اش
آن که دارد مدفنی والاتر از والا منم
هر کسی گرید «حسانا» از غم امروز من
خود رهایی بخش او ، از آتش فردا منم

پ.ن:
1: سلام با یه دنیا شرمندگی که اینقدر دیر شد
اما دیدیم مشکلات هر چقدر هم زیاد باشه زشت با این عشقی که تو سینه به این روزها و ادماش داریم نیایم و اپ نکنیم.قسمت شد اولین اپ مال یه عشقی باشه که اخر هر چی عشق تو دنیاست
2 : ترو به هر چی اشک پاک که تو کربلا از چشم ها اومده ترو به قلب های پاکتون قسمتون میدیم که تو این شب ها ما رو از یاد نبرید.
یا حق
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 0:13  توسط شیما و سمانه
|
دلمون خیلی گرفته خیلی زیاد
چشامون یه دنیا گریه میخواد
خوبه که حداقل اسمون گریه کرد تا ما هم بتونیم بباریم

سمانه چند وقت پیشا به زیارت امام رضا رفت خوش به سعادت اون و خیلی های دیگه ای که اقا دعوتشون میکنه اما بد به حال من به حال این دل خسته و نا امید از خیلی چیزا یکیش یه زیارت ای خدا دلم خیلی گرفته اقا جون ازت یه عیدی میخوام یه عیدی که تنها مرحم این دل زخمی و خسته است نمیدونم به کی یا چی باید قسم بدم اما ترو به خدا و بی بی فاطمه قسمت میدم که یه سری هم به این دل خسته من بزن ...............................
بازم این عید رو به همتون تبریک میگم و بازم مثل همیشه ازتون میخوام برامون دعا کنید مخصوصا برای من که خیلی به دعا های اون قلب های پاکتون احتیاج دارم دعا کنید که منم عیدی بگیرم و این دل خستم اروم بشه به خدا خیلی سخته ....
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 11:39  توسط شیما و سمانه
|
و روز دختر رو صمیمانه تبریک عرض می نمایم وشادی وارزوهای سبزبراتون ازخدای پروانه هاخواهانم.

-------------------------------------------
پ.ن:
۱ : در مورد قالب از اونجایی که با دیدنش یاد لحظه های قشنگ اون ماه قشنگ میوفتیم دلمون نمیاد تغیرش بدیم.
۲: التماس دعا داریم ترو خدا تو لحظه ای ناب دعاهاتون ما رو هم از یاد نبرین ببخشید که نمیتونیم بهتون سر بزنیم فرصتی پیش بیاد حتما این کار رو انجام میدیم یه دنیا ازتون ممنون.
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 10:31  توسط شیما و سمانه
|
سلام
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام جعفر صادق(ع) پایه گزار مذهب شیعه بر عموم مسلمین جهان به خصوص شیعیان تسلیت باد

--------------------------------
امام صادق (ع):
با کسی که به تو بدی کرده نیکی کن
و به کسی که به تو دشنام داده سلام کن
-----------------------------------------------------

التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 12:42  توسط شیما و سمانه
|
ـ عيد فطر روز چيدن ميوه هاي شاداب فطرت
که بر شاخسار يک ماه بندگي و امساک از خوردن و آشاميدن روييده است..
روز شکرگزاري از نعمت رمضان و سفره گسترده اش،
که همه جان هاي تشنه را از سبوي تشنگي خويش، سيراب گرداند.
-------------------------------------------------------------------------------------
عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی!
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست !
عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
!
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است
!
امیر المومنین حضرت علی علیه السلام می فرمایند
:
ای مردم ! این روز ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و
تبهکاران در آن مایوس و نامید می گردند و این روز شباهتی زیاد به روز قیامت دارد
خداوندا ! از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته ات از تو خواستند
و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه می برند
------------------------------------------------------------------------------------
« وداع با ماه خــــــــدا!!»
«
و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا فى يوم عيدنا و فطرنا»
پروردگارا، هجران ماه مبارك را كه مصيبت ماست جبران فرما و براى ما در روز عيد فطر بركت مقرر نما...
و با سپرى شدن اين ماه ما را از هر تباهى بيرون بياور...
و هر پاداشى كه به افراد شايسته و واجد شرايط اين ماه مرحمت مىكنى، به ما نيز لطف فرما، زيرا فضل تو تمام شدنى نيست، بلكه همواره جوشان است.
و ثواب همه كسانى كه تا قيامت در آن ماه روز مىگيرند يا عبادت مىكنند براى ما ثبت فرما... آمين
------------------------------------
عیدتون مبارک باشه نمی خوام ناراحتتون کنم اما یه بغضی راه گلوم رو بسته نمیدونم شاید بگین خوب راه حلش گریه است اما برای من که هنوز چاره نشد شاید نیمه شب تو اون لحظه های خداحافظی و وداع با این ماه اروم شم.نمیدونم شاید هم دلتنگیه و هم ترس از اینکه دوباره بشم مثل قبل دقت کردین همه تو این ماه یه جور دیگه بودن از نگا ها تا راه رفتن ها همه اینگار خیلی بیشتر از قبل به اون بالایی نزدیک شدن ای خدا چی میشد همیشه همه مثل این روز ها بودیم و زندگی میکردیم . کی میدونه سال دیگه کی پیش خدا جون و کی هنوز این پایین .
یه دعا میکنم بلند بگو آمین:
خدا یا هر کاری هم کردیم هر چقدر هم بد اما خدا جون یا د و عشقت رو از دل ما بیرون نبر خدا یا همیشه بهمون نگاه کن خدا جون ما رو رها نکن به خودت قسم دوست داریم اما نمیدونیم چرا بعضی موقع ها ....
خدا شنیدی هیچ وقت ما رو ول نکن حتی اگه ما نامردی کردیم...

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18:11  توسط شیما و سمانه
|
به باران رحمت زنده داشت زمین مرده را؛
پس تو ای انسان،ای مومن و ای مسلمان،ای کسی که میتوانی ببینی حقایق را و نیستی از زمرۀ غل بر گردن نهادگان،زنده شو به باران رحمت خدا و دریاب حقایقی را که در قلب قران برای فلاح تو و نجات از این منجلاب دردناک نهفته است.به زیر این باران جان بخش و پاک کننده؛چترت را ببند و چشمهایت را بشوی و جور دیگر بنگر به این مهربان خدای قادر که با تحقق یافتن تنها یک صیحه اسمانی خاموش کرد و هلاک ساخت قوم کافران را؛يك صيحه بود و آن هم در يك لحظه زودگذر بيش نبود,فريادى كه همه فريادها را خاموش كرد, و تكانى كه همه را بى حركت ساخت !.
پس تکانی به خودت بده و حال که حال خوبی یافته ای پس از ضیافت الله؛ پند گیر از سرگذشت اسلاف و ایمان اور به آنی که بازگشت همه به سوی اوست و از دل براور که "اشهدان محمد رسول الله"شهادت ده به رسالت رسولی که نه شاعر است و نه سخنانش شعر،بلکه این کتاب ذکر الهی و قران روشن خداست،پس در ان عقل و فکرت به کار ببر و ستایش کن والا پروردگار ستودنی را که صراط مستقیم است و سعادت ابدی.
و اگر به دنبال برهانی و دلیل روشن برای ستایش انی که لیس کمثله؛در برهان های اشکار و مبینش اندیشه کن در باران و زوجیت در مدار معین شب و روز،خورشید و ماه و میوه هایی که به صورت غذای کامل بر شاخسار درختان اند و دست انسان کوچکترین دخالتی در ساختمان ان نداشته است و پند گیر از مخلوقات کردگار که کریمانه ان ها را به تو میبخشد،و تو هم ببخش از انچه خدا بر تو بخشیده است که حافظ میگوید:ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بینوا را
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:بر گرفته از بوی باران

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:55  توسط شیما و سمانه
|
دلم جایی گرم طلب می کند. مکانی که آفتاب تا مغز استخوانهایم رخنه کند. جایی که بوی انبر هوا را معطر کرده باشد. جایی درست مثل مکه!
تاسرزمین نور راهی نیست. اگر سعادت داشته باشی و همتی،میتوانی دراین بهشت گمشده قدم بگذاری ونفس تازه کنی و خداوند را بشناسی.او که زمین را از کفی آفرید و آسمان را از بخار! او که از پاره ای گوشت، زبان گویا کرد و از پاره ای خون،دل دانا آفرید؛ گناه کار را به لطف خود آشنا کرد و جان های دوستان را از شوق خود شیدا!
با این تفاسیر، اى انسان !
چه كسى تو را به گناهكارى دلير كرد و چه چيز تو را به پروردگارت مغرور نمود؟ و چه چيز تو را به هلاكت خويش دلبسته ساخت واز پل صراط غافل نمود؟ آيا دردت را درمانى نيست ؟ آيا از اين خواب گران ديده نمىگشايى ؟ چرا به ديگران مهر مىورزى لیکن به خود مهربان نيستى ؟ بسا كسانى را در تابش آفتاب بينى و از سر ترحم بر او سايه افكنى يا بيمارى پيكرش را دردمند ساخته و بر او از سر دلسوزى بگريى...
خدا را اطاعت كن و به ياد او انس بگير. و در نظر آر ، آن حالت را كه تو از او روى گردانيدهاى و او به تو روى آورده است . تو را به بخشايش خويش فرا مىخواند و فضل و نعمتش تو را در برگرفته و تو از او به ديگرى روى نهادهاى .
--------------------------------------------------------------------------------------
دعای روز بیست و هشتم:
ای خدا دراین روز به اعمال نافله ومستحبات مرا بهره وافرا عطا فرما وبه حاضر و آماده ساختن مسائل درحقم کرم فرما و وسیله مرابین وسایل واسباب به سوی حضرتت نزدیک ساز ای خدایی که سماجت والحاح بندگان ترا (از کار لطف وبخشش) باز نخواهد داشت.
__________________________________________
پ.ن:بر گرفته از بوی باران

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 14:9  توسط شیما و سمانه
|